تبلیغات
hOt
خیال
دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

تو در آنار من بشینی محال بود

هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود

چشمان مهربان تو پاك و زلال بود

پاییز بود و آوچه ای و تك مسافری

با تو چه قدر آوچه ما بی مثال بود

نشنید لحن عاشق من را نگاه تو

پرواز چشم های تو محتاج بال بود

سیب درخت بی ثمر آرزوی من

یك عمر مانده بود ولی آال آال بود

گفتم آمی بمان به خدا دوست دارمت

گفتی مجال نیست و لیكن مجال بود

یك عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود

سهم من از عبور تو رنج و ملال بود

چیزی شبیه جام بلور دلی غریب

حالا شكست وای صدای وصال بود

شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد

اما نه با خیال تو بودم حلال بود



طبقه بندی: شعر،