تبلیغات
hOt
زیبا
با ترس

این حرف را به جان تو با ترس می زنم
با عبرت و گرفتن صد درس می زنم
تو آه عاشق آسی شدی و من بی اطلاع
از چشمهای خسته ی تو حدس می زنم

زیباتر

چشم تو از آهكشان راه شیری هم سرست
پیش چشمان تو یاس و ناز و مریم پر پر است
من نمی دانم چه رازی بین عشق و اسم توست
اسم تو از هر چه زیباتر دیده ام زیباتر است

مال کسی نیست

این زندگی غمزده غیر از قفسی نیست
تنها نفسی هست ولی هم نفسی نیست
این قدر نپرسید آجا رفت و آی آمد
اشعار پراآنده ی من مال آسی نیست

او رفت تا بماند

این سطر مختصر را گفتم آه او بخواند
هر چه به او نگفتم می خوام او بداند
او اولش نمی خواست ترآم آند ولیكن
فهمید راز من را ، او رفت تا بماند

آخر مردم

یك عمر تو را به هر آجایی بردم
هر لحظه گذشت بی تو من نشمردم
حالا تو بمان و قصه ات راحت باش
از بس نرسیدم به تو آخر مردم


تك بیتی

می خوام برم آلاس خط یاد بگیرم با خط خوش
نامه بدم واسه شما ، تو رو خدا بیا بكش

یه آاری آرد با دل من اون چشای پر جذبه
آه ساعت خونه م هنوز ، بعد یه عمری عقبه

اون آه نباید می شد انگار شده
هر چی بگم نمی خوامش بیخوده

همین آه اسمت رو منه ، آلی می بالم به خودم
بذار همه گمان آنن من اول عاشقت شدم



طبقه بندی: شعر،