تبلیغات
hOt
تو یعنی
وقتی آه چشات ابره ، پلكات چه مهی داره
آفتاب به نگاه تو ، آلی بدهی داره
ماه روزا میاد مكتب ، پیش مژه ی نازت
بارون شده شاگرد ، شب تا سحر سازت
پروانه میاد دورت ، تنها واسه ی مردن
مردن پیش چشم تو ، یعنی همیشه بردن
دریا شنیدم عصرا ، موتو می زنه شونه
راستی دیگه فهمیدم محض چی پریشونه
پیش یه نگاه تو ، آوها همیشه موم ن
بیچاره گلا پیشت یه عمره آه محكومن
آوها تو زمستونا از دوره آه پر برفن
پیش تو میان هیچن ، در حد دو تا حرفن
رنگین آمونم سادس ، پهلوی تو بی رنگه
چشمای تو آه باشه ، جای آسمون تنگه
با اسم تو سیمرغا ، پر می آشن و می رن
با برق نگاه تو می سوزن و می میرن
دربون دو چشماته ، هر چی نور و سیارس
دفترچه ی ابرا از حرفای مژت پاره اس
صحراها زیر دستت گرما رو می آموزن
زیبا آتیشا از رو چشمای تو می سوزن
قطبا زیر دست تو شیش ماه می بینن دوره
تو قلب دائم شب ، دستات همیشه ظهره
جنگل با اون آوازش تو چشمای تو گم شد
شمشاد اومد و پیشت خم شد قد گندم شد
من هر چی بگم از تو ، با او جذبت دوره
راس گفتی چه آاری بود ، شاعر مگه مجبوره ؟
من متهمم باشه ، تو داوری و قاضی
هم می تونی شاآی شی ، هم مهربون و راضی
حرف حالا و فردا ، مثل همیشس زیبا
جز تو همه یعنی هیچ ، تو یعنی خود زیبا



طبقه بندی: شعر،